خرید بک لینک
مطالب مفید و به درد بخور
  سه چیز انسان را سنگدل می کند:
1-     بدون مشاهده چیز تعجب آوری ، خندیدن
2-     بغیر گرسنگی ، غذا خوردن
3-     بغیر ضرورت ، حرف زدن   چهار چیز انسان را از خندیدن باز میدارد:
یحیی بن معاذ (رض) فرمودند چهار چیز انسان را از خندیدن و خوشحال شدن باز می دارد
1-     فکر آخرت
2-     مشغله کسب رزق و روزی
3-     ندامت و غم بر گناهها      4 - مبتلا شدن به مصائب   اجر (پاداش) هفت چیز بعد از موت نیز می رسد :
حضرت انس بن مالک (رض) می فرماید : ثواب هفت چیز بعد از مرگ نیز به انسان می رسد .
1-     حفر و بازسازی چاه و غیره (تا آنگاه که مردم از آن استفاده کنند به آنشخص که چاه را تعمیر نموده اجر و پاداش می رسد )
2-     تعمیر و بناء مسجد ( تا آنگاه که در آن نماز بخوانند پیوسته ثواب میرسد)
3-     چاپ و نوشتن قرآن ( تا آنگاه که تلاوت شود به او ثواب می رسد) قرآن را برای تلاوت به مسجد هدیه دادن نیز شامل این مزیت و ثواب خواهد بود .
4-     چشمه . تا آنگاه که انسانها و جانوران از آن استفاده کنند به او ثواب می رسد
5-     باغ تا آنگاه که موجودات از آن استفاده حاصل کنند به صاحب آنثواب می رسد
6-     اولا نیک به والدین به اندازه حسنات او اجر می رسد
7-     شاگرد نیک به استاد به اندازه حسنات او اجر می رسد .   سه حق اولاد بر والدین :
رسول الله(ص) فرمودند : اولاد سه حق بر والدین دارند :
1-     بعد از خلقت نوزاد نام خوبی که معنی خوبی داشته باشد بر او بنهند
2-     هنگامیکه به درک و فهم رسید او را قرآن یاد دهد.
3-     بعد از بلوغ همسری را به نکاح او در آورد.   با توبه گناهها به نیکی تبدیل می گردد :
حضرت ابوهریره (رض) می فرماید : " یکمرتبه بعد از عشاء من بهمراه (یعبارت دیگر) پشت سر رسول الله (ص) می رفتم که در مسیر راه زنی از من سوال کرد ای ابوهریره ! من مرتکب گناه بزرگی شده ام آیا هیچ راهی برای توبه موجود است؟ من درباره گناه از او پرسیدم گفت: من مرتکب عمل شنیع زنا شدم و در نتیجه آن بچه ای پیدا شد که آن بچه را بقتل رساندم . ابوهریره(رض) می فرماید : هنگامیکه درباره سنگین وزنی و بزرگ بودن گناه کمی تفکر کردم به او گفتم تو خودت را هلاک کردی و سبب هلاکت دیگری نیز شده ای دیگر گنجایشی برای توبه وجود ندارد . آن زن این را شنیده از ترس بیهوش شده و بر زمین افتاد من در هنگام رفتن در دل بسیار نادم بودم که در حضور رسول الله (ص) نظر داده بودم صبح خدمت آنحضرت (ص) رسیده تمام ماجرای دیشب را بازگو نمودم آنحضرت (ص) فرمودند : انالله و انا الیه راجعون ای ابوهریره ! تو خود نیز هلاک شدی و او را نیز هلاک کردی . مگر این آیه را بیاد نداشتی که :
( والذین لایدعون مع الله الها اخر و لا یقتلون لنفس التی حرم الله الا بالحق و لایزنون و من یفعل ذالک یلق اثاماO یضعف له العذاب یوم القیمه و یخلد فیه مهانا O الا من تاب و امن و عمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیاتهم حسنت و کان الله غفورا رحیما)سوره فرقان آیه 70-69-68
(و بندگان پسندیده الله، کسانیند که با الله معبود دیگری را به فریاد نمی خوانند و رستش نمی نمایند و انسانی را که خداوند خونش را حرام کرده است . به قتل نمی رسانند مگر به حق و زنا نمی کنند . چرا که هر کس (یکی از) این (کارهای ناشایست شرک و قتل و زنا) را انجام دهد کیفر آن را می بیند .(و کسی که مرتکب یکی از گناه های نامبرده شود) عذاب او در قیامت مضاعف می گردد . و خوار و ذلیل جاودانه در عذاب می ماند . مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند (گناهان چنین کسانی را می بخشد) و بدیها و گناهان (گذشته) ایشان را به خوبیها و نیکیها تبدیل می کند و خداوند آمرزنده و مهربان است (و نه تنها که سیئات را می بخشد بلکه آنها را تبدیل به حسنات می نماید)
ابوهریره (رض) می فرماید: این را شنیده برای یافتن آن زن به جستجو پرداختم و در کوچه های مدینه راه می رفتم و می گفتم دیشب کدام زن بود که از من سوال کرد؟ بچه ها با دیدن این حالت گفتند : ابوهریره دیوانه شده است . مجدداً شب در همانجا آن زن را ملاقات نمودم و دستور رسول الله (ص) را ابلاغ نمودم که برای شما دروازه توبه باز است او از خوشحالی گفت : فلان باغ خود را به مساکین صدقه می کنم .
بعضی از اکابر می فرمایند : با توبه معاصی های مندرجه در کارنامه اعمال که تا حد کفر نیز باشد به نیکی تبدیل می شود . الله سبحانه و تعالی می فرمایند .
(قل للذین کفروا ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف) سوره انفال
ای محمد : به کافران بگو که اگر آنها توبه کنند تمام گناههای سابق آنها مورد عفو و بخشش واقع میشود. کفر از بزرگترین گناههاست که با توبه عفو می شود واضح و حتمی است که گناههای کوچک دیگر با توبه یقینا مورد عفو واقع می شود .   قبل از نوشتن گناه برای انجام نیکی انتظار می شود :
بر شانه راست و چپ انسان دو فرشته مقرر است فرشته سمت راست شانه بر سمت چپ حاکم است .
هر گاه انسانی مرتکب گناهی می شود فرشته شانه چپ می خواهد آنرا بنویسد ولی آن فرشته دیگری آنرا منع می کند و می گوید تا پنج گناه نشده آنرا ننویس . بعد از گناه پنجم فرشته شانه چپ از فرشته دیگر جهت قید گناهها اجازه میطلبد باز آنرا منع نموده و می گوید صبر کن شاید عمل نیکی را انجام دهد انسان گناه می کند و آن فرشته مقرر بر شانه راست می گوید :نزد الله اصول اینست که در عوض هر نیکی ده برابر آن برایش قید می شود حال با انجام یک عمل نیک ده نیکی کسب نموده و پنج گناه دارد لهذا در عوض پنج نیکی ، پنج گناه مورد بخشش واقع می شود و من پنج نیکی دیگر را برایش می نویسم در این هنگام شیطان با صدای بلند فریاد سر می دهد که من چگونه بر انسان غالب می شوم.   فضیلت امت رسول الله(ص):
در امتهای سابق در نتیجه گناه چیز حلالی حرام قرار داده می شد و از جانب الله بر دروازه منزل و یا بر جسم آن شخص نوشته میشد که فلان بن فلان ، فلان گناه را انجام داده و توبه او اینست .
لیکن به طفیل و برکت حضرت نبی اکرم (ص) به این امت بسیار عزت داده شده است .و هیچ گناهی از امت را ظاهر نمی کنند و اگر بعد از گناه آن شخص نادم و پشیمان شود و در درگاه رب خویش توبه و استغفار نماید مورد عفو قرار می گیرد و هنگامیکه گناهکار بر گناه خود نادم می شود و می گوید : ای الله از من گناهی سر زده آنرا مورد بخشش خویش قرار بده الله تعالی می فرمایند : "بنده من گناه کرد و بعد فهمید که من ربی دارم که بر گرفت و عفو کردن گناه طاقت دارد لهذا من گناه این بنده را مورد عفو قرار دادم .
>(سوره نساء آیه 110)
(هر کس که کار بدی بکند یا ارتکاب معاصی بر خود ستم کند سپس از خدا آمرزش بطلبد خدا را آمرزنده(گناهان)و مهربان خواهد یافت)   اعزاز و اکرام توبه کنندگان از جانب رب العالمین :
الله تعالی توبه کنندگان را به چهار طریق اکرام می نماید .
1-     او را چنان از گناهان پاک می گرداند که گویا هرگز گناهی نکرده است
2-     الله تعالی با چنین اشخاصی محبت می نماید
3-     او را از شیطان حفاظت می فرماید
4-     قبل از ترک دنیا یعنی (قبل از موت) او را بی خوف و مطمئن می گرداند
هنگامیکه توبه کننده بر دوزخ می گذرد آتش بر او اثر نمی گذارد : خالد بن معدان رحمه الله می فرماید : هنگامیکه اهل توبه به جنت می رسند خواهند گفت : الله تعالی فرموده بودند برای به جنت رسیدن باید از روی دوزخ گذر کنیم به آنها گفته می شود شما از روی آن گذر کردید لیکن آنموقع جهنم خنک شده بود   ضمانت بهشت با شش چیز:
حضرت رسول الله (ص) فرمودند :
شما ضمانت شش چیز را بمن دهید من ضامن بهشت شما خواهم شد :
همیشه راستگو باشد
حتی الامکان بر وعده و قول خود عمل کنید
در امانت خیانت نکنید
شرمگاه خود را حفاظت کنید
نگاه های خود را پائین بگیرید 6 . و با دستها از ظلم جلوگیری کنید   عیب جویی از مسلمان :
وعید عیب جویی از مسلمان:
ارشاد رسول الله (ص) است اگر مسلمانی بر مسلمانی دیگر عیب جویی نموده و او را شرمنده کند مانند آن است که خود آن بدی را انجام داده است و اگر هر کس مومنی را بخاطر جرم و گناهی بدنام کند یقینا قبل از مردن خود نیز به آن بدی مبتلا و بدنام می گردد . اعاذ نالله منه
فقیه ابواللیث رحمه الله می فرماید : مومن هرگز از روی قصد و اراده گناه نمی کند بلکه از روی غفلت مرتکب گناه می شود پس دگر عیب جویی و عیب گیری چه معنی دارد؟
گناه بوسیله توبهبطور کلی از بین می رود: حضرت ابن عباس (رض) می فرماید : هنگامیکه بنده ای گناهکار توبه حقیقی می کند الله تعالی توبه او را قبول فرموده تا آنجا که (بدستور الله تعالی) فرشته های کاتب و اعضاء گناهکار آن گناه را فراموش می کنند تا هیچکدام نتوانند گواهی بدهند . حتی که جای ارتکاب گناه از ذهن و یادشان می رود.
هنگامیکه الله تعالی بر شیطان لعنت نمود شیطان گفت : قسم به عزت تو تا آنگاه که بنده تو زنده باشد از سینه او خارج نخواهم شد . الله رب العزت فرمودند : قسم به عزتم ! در تمام مدت زندگی توبه آنها را قبول خواهم نمود .   نشانه قبولیت توبه :
از حکیم دیگری پرسیدند : آیا نشانه خاصی برای قبولیت توبه نمودن وجود دارد؟
فرمودند : بله چهار علامت دارد :
از رفیقان بد دوری نموده و صحبت با نیکان را اختیار کند و پیوسته هیبت او در دل مردم قائم بماند
از تمام گناهان پرهیز نموده و بطرف طاعت و فرمانبرداری مائل شود
محبت دنیا را از دل خود بیرون راند و در فکر آخرت دردمند شود
الله برای او ضمانت هر رزقی را که نموده از آن بی نیاز شده(بر آن قانع باشد) و مشغول اطاعت الله باشد
برای اینگونه اشخاص رعایت چهار نکته بر عموم مردم لازم و ضروری است
با او محبت کنند زیرا الله نیز به او محبت دارد
برای او دعای استقامت و ثبات در توبه را بنمایند
بخاطر گناهان گذشته بر او طعنه نزنند
همنشینی او را اختیار نموده تذکره ، امداد و اعانت او را بکنند   سایه عرش الهی برای هفت دسته از مردم است
در قیامت آنگاه که جز سایه عرش الهی سایه دیگری وجود نخواهد داشت الله تبارک و تعالی به هفت گروه از مردم در زیر سایه عرش جایگاه عنایت می فرمایند .
1-     امام عادل (حاکم منصف)
2-     جوان عبادت گذار ( عبادت هر کسی مورد پسند الله می باشد لیکن رب العالمین عبادت جوان را بیشتر می پسندد)
3-     آن شخصی که پیوسته دلش معلق در مسجد باشد (و در فکر اوقات نماز باشد)
4-     آن دو شخصی که فقط برای رضای الله به یکدیگر محبت می ورزند
5-     آن شخصی که در تنهایی الله را یاد نموده و گریه کند( که این عمل اخلاص است)
6-     آنکس که چنان پنهان صدقه بدهد حتی بر خودش نیز معلوم نشود که چقدر صدقه نمود
7-     و آن شخصی که زنی جمیل و زیبا روی او را بطرف خود بخواند و او دعوت او را رد نموده و بگوید که از الله می ترسم یا الله (به فضل خویش) تمام مسلمانها و به طفیل آنها این سیاه کار را به تمام این صفات مزین فرما و ما را مستحق سایه عرش خویش قرار بده آمین   طریقه راضی کردن والدین بعد از موت:
اگر والدین فوت نمایند به سه طریقه می توان آنها را راضی نمود .
1-     اولاد نیک و صالحی شوند زیرا که در (دنیا) هیچ چیزی به اندازه صالح بودن اولاد ، والدین را خشنود نمی کند.
2-     با وابستگان و دوستان والدین صله رحمی شود.       3 - برای والدین دعا و استغفار نموده و صدقه بدهد.   علامتهای توبه:
بعضی از حکماء فرموده اند : مقبولیت توبه انسان از چهار چیز تشخیص داده می شود .
1 – زبان خود را از حرفهای بیهوده ، دروغ و غیبت بند نماید .
2- در دل خویش نسبت به کسی حسادت و عداوت نورزد
3- از همراهان و دوستان بد دوری جوید .
4- خود را برای موت (مرگ) آماده سازد با پشیمانی استغفار نماید و مشغول اطاعت الله باشد .   حضرت موسی (ع) :
مقوله حضرت موسی (ع) : جای تعجب است بر آن شخصی که بر آتش (جهنم)یقین می کند ولی باز می خندد و بر موت یقین دارد با این وجود خوشحال و شاداب است بر حساب یقین دارد ولی باز گناه می کند .همچنین جای تعجب است بر آن شخص با وجود اینکه بر تقدیر یقین دارد باز غمگین می شود دنیا و دگرگونیهای آن را می بیند باز بر دنیا اطمینان می کند و آن شخص نیز قابل تعجب است که بعد از یقین نمودن بر جنت عمل نیک انجام نمی دهد .   تاخیر نکردن در سه چیز
در سه چیز نباید تاخیر نمود :
1-     نماز ، آنگاه که وقتش فرا رسد (بعد از وقت مستحب ، تاخیر مناسب نیست)
2-     دفن میت (بعد از فوت هر چه زودتر میت را دفن کنند بهتر است )
3-     توبه بعد از گناه (اینکار را باید فی الفور انجام داد زیرا چنان نشود که موت قبل از توبه فرا رسد)   افسوس خوردن شیطان :
شیطان نیز افسوس می خورد: قول یکی از تابعین است آنگاه که گناهکار بعد از گناه ، توبه و استغفار می کند و بر آن نادم و پشیمان می شود بخاطر توبه و ندامت آن شخص ،  درجات وی بلند می شود و او مستحق جنت می گردد در این هنگام شیطان افسوس می خورد و می گوید کاش ! من او را برای این گناه ترغیب نمی دادم (تا مراتب بلند شدن درجات او را فراهم نمی کردم)   قصه ای عجیب :
پادشاهی از بنی اسرائیل تعریف غلامی را شنیده او را خواسته و برای خدمت خویش استخدام نمود روزی غلام پادشاه را خوشحال دیده و عرض کرد : شما در حق من خیلی خوبی می کنیدلیکن اگر روزی در هنگام داخل شدن به محل قصر مرا در حال شوخی با کنیز خود ببینید چه برخوردی با من خواهید داشت؟ پادشاه خشمگین شده و گفت : ای نالائق ! تو چگونه جرأت میکنی در مقابل من اینگونه حرف بزنی .
غلام گفت : جناب من شما را امتحان کردم من غلام چنان رب کریمی هستم که روزانه هفتاد مرتبه انجام گناه مرا می بیند ولی مانند شما بر من خشم نمی کند و مرا از خود دور نمی کند و روزی مرا بند نمی کند (بلکه با توبه گناهان را مورد عفو قرار می دهد) پس چرا درگاه او را ترک کنم و درگاه تو را اختیار کنم در حالی که من فقط تذکره تصور نافرمانی را نمودم حال شما اینگونه متغیر گشت ، با مشاهده لغزش و خطایی از من چه کیفیتی پیدا خواهی کرد؟ این را گفته و از آنجا رخصت نمود.   رحم بر اموات حضرت رسول (ص ) فرمودند: برمیت سخت تر از شب اول قبر نمی گذرد، پس برمرده های خودتان رحم كنید و صدقه برای آنها بدهید، و اگر چیزی پیدا نكردید كه صدقه بدهید، یكی از شماها دو ركعت نماز برای او بخواند كه در ركعت اول آن سوره حمد یك مرتبه و اَلهیكُم التَّكاثُر ده مرتبه و بعد از سلام بگو: (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمِّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبْرِ ذلِكَ الْمَیِّتِ فُلانِ بْنِ فُلان (اسم مرده را می بری. حضرت حق سبحانه و تعالی ، (بواسطه این عمل ) همان ساعت هزار ملك كه با هرملك جامه و حله ای است را به سوی قبر آن میت می فرستد، و تنگی قبر بر آن مرده تا روز نفخه صور (قیامت ) وسیع خواهد شد. و خداوند متعال به خواننده این نماز به تعداد آنچه كه آفتاب بر او طلوع كرده حسنات خواهد بخشید، و چهل درجه بالا به او عنایت خواهد كرد. (البته این نماز را بطور دیگر هم روایت كرده اند كه دو ركعت است ، در ركعت اول بعد از حمد آیه الكرسی یكمرتبه و توحید دو مرتبه بخواند).   دروازه های جهنم
پیامبراکرم(ص) سؤال کردند: در آن دروازه ها چه کسانی خواهند بود؟ عرض کرد: درپایین ترین دروازه و طبقه جهنم منافقین، اصحاب مائده و فرعونیها خواهند بود که نام آن درجه هاویه است. دردرجه دوم که نامش جحیم است مشرکین خواهند بود. در درجه سوم در سقرصابئین(بی دینها، ستاره پرست ها) خواهند بود و در درجه چهارم ابلیس و تابعه دارانش خواهند بود که لظی نام دارد. در دروازه پنجم که حطمه نام دارد یهود و در دروازه ششم نصاری خواهند بود که سعیر نام دارد. بعد از آن جبرائیل خاموش شد. حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: چرا خاموش شدی در دروازه هفتم چه کسانی خواهند بود؟ جبرائیل(ع) با شرم و به سختی گفت: آن دسته ازامت شما خواهند بود که گناه کبیره کرده و بدون توبه بمیرند. رسول اکرم(ص) این را شنیده نتوانستند برداشت کنند بیهوش شده و افتادند(فدا ابی و امی) جبرائیل(ع) سر مبارک را درآغوش گرفتند. هنگامی که بهوش آمدند فرمودند: جبرائیل من درغم و پریشانی بزرگی مبتلا شدم. چگونه مگرازامت من نیز کسی در آتش انداخته می شود؟ عرض کرد: بله کسانی که گناه کبیره بکنند و بدون توبه بمیرند. رسول الله(ص) این را شنیده و گریه نمودند جبرائیل(ع) نیز با دیدن این حالت به گریه افتاد. بعد از آن پیامبرگرامی(ص) به منزل تشریف بردند و ملاقات با مردم را قطع و ترک کردند. فقط برای نماز بیرون می رفتند. بغیر حرف زدن با کسی گریه کنان نماز را شروع می کرد و در حالت گریه نماز را به پایان می رساند. روز سوم حضرت ابوبکر(رض) بردروازه حاضرشده سلام کرد و اجازه ورود خواستند ازداخل خانه هیچ جوابی داده نشد. گریه کرده و برگشتند. همین موضوع برای حضرت عمر(رض) نیزاتفاق افتاد ایشان نیزگریه کنان برگشتند. درهمین حال حضرت سلمان فارسی(رض) آمد به نیزجوابی داده نشد. بی قرار شد گاهی می نشست و گاهی می ایستاد. درهمان حالت بی قراری به  دروازه منزل حضرت فاطمه(رض) رسیده و تمام رویداد را برایش تعریف نمود. ایشان نیز پریشان شده به طرف خانه حضرت رسول(ص) روانه شد. بر در خانه سلام کرد و عرض کرد من فاطمه هستم. درآنوقت رسول الله(ص) درسجده برای امت خود گریه می کرد. سر مبارک خویش را بلند کرده و فرمودند: فاطمه، خنک کننده چشمان من چگونه هستی؟ سپس فرمودند: دروازه را بازکنید. حضرت فاطمه(رض) داخل شد و حالت ایشان را که مشاهده کرد بی اختیار به گریه و زاری افتاد. گریه زیاد کردند و وقتیکه بخوبی حالت متغییر، رنگ پریده و چهره زرد آن حضرت(ص) را دیدند عرض کردند: یا رسول الله(ص) چه چیزی اینقدرشما را افسرده، غمگین و پریشان کرده است؟ ارشاد فرمودند: فاطمه! جبرائیل نزد من آمده و حالات جهنم را بیان کرد و گفت: که دربالاترین طبقه جهنم آن دسته ازامت من خواهند بود که گناه کبیره کرده اند، این غم اینگونه مرا آزرده حال کرده است. عرض کرد: یا رسول الله(ص) چگونه آنها را درآن داخل می کنند؟ فرمودند: فرشته ها آنها را بطرف جهنم می کشند و می برند لیکن چهره آنها سیاه نخواهد بود، برچهره هایشان مهرنخواهند زد و شیطان آنها نیزهمراه آنها نخواهد بود آنها را با طوق و زنجیرنیز نمی بندند. فاطمه(رض) عرض کرد: یا رسول الله(ص) فرشته ها چگونه آنها را به دنبال خود می کشند؟ فرمودند: ریش مردها را می گیرند و موی سر زنها را کشیده و می برند. مرد و زن، پیر و جوان بر بی عزتی و رسوایی خود داد و فریاد خواهند کشید. در این حال وقتی که به جهنم می رسند مال داروغه جهنم به فرشته ها می گوید: اینها چه کسانی هستند؟ شأن آنها عجیب است نه چهره هایشان سیاه است و نه چشم هایشان آبی است، نه بر پیشانی هایشان مهر زده شده، نه شیطان آنها همراهشان است ونه بر گردنهایشان طوق و زنجیربسته شده؟ فرشته ها خواهند گفت: ما هیچی نمی دانیم ما فقط به موجب حکم آنها را به شما رساندیم. داروغه با آن مردم می گوید: شما بگویید ازچه کسانی هستید؟ ( مطابق یک روایت آنه در راه محمد(ص) را صدا خواهند زد لیکن با دیدن داروغه اسم حضرت رسول اکرم(ص) را فراموش خواهند کرد و خواهند گفت: ما از امت آن پیغمبری هستیم که بر او قرآن نازل شد و روزه رمضان فرض قرار داده شد. داروغه می گوید: قرآن فقط برحضرت محمد(ص) نازل شده بود. نام ایشان را شنیده فریا بر خواهند آورد که ما امتی حضرت محمد(ص) هستیم مالک خواهد گفت: چطور مگرقرآن شما را از نافرمانی الله نترسانده بود؟ آنها بردروازه جهنم آتش را دیده آنقدرگریه می کنند که اشک چشم هایشان پایان می پذیرد و خون جاری می گردد. مالک به آنها خواهد گفت:  کاش این گریه را در دنیا می کردید تا نوبت به اینجا نمی رسید به حکم داروغه آنها را به جهنم پرت می کنند.همگی به یک آواز ندا سر خواهند داد: لا اله الاالله آتش این را شنیده برمی گردد. وقتی مالک دلیل را ازآتش می پرسد، آتش درجواب خواهد گفت: من چگونه آنها را بسوزانم و بگیرم درحالی که بر زبانهایشان کلمه توحید جاری است چند مرتبه این موضوع تکرار می شودو بعد مالک خواهد گفت:این حکم الله است. آنگاه آتش آنها را خواهد گرفت. بعضی ها را تا قدم ها، بعضی ها را تا زانو، بعضی ها را تا سینه و بعضی دیگر را تا گردن، هنگامی که آتش تا چهره می آید داروغه می گوید: چهره ها و دل های آنها را نسوزان زیرا در دنیا هنگام نمازسجده کرده اند و در ماه رمضان روزه گرفته اند تا آنگاه که اراده و اذن الله باشد آنها در سزای گناهان خود درجهنم خواهند بود وبه کثرت با این الفاظ الله را مورد خطاب قرار می دهند (یا حنّان یا منّان یا ارحم الرّاحمین) آخر الله ربّ العزّت یک روز به جبرائیل(ع) خواهند فرمود خبرگیری امت حضرت محمد(ص) را بکن که درچه حالی هستند؟ او نیز نزد داروغه جهنم خواهد رفت که در وسط جهنم بر منبر آتش تشریف فرما خواهند بود که با دیدن جبرائیل(ع) برای استقبال او بلند می شوند. از او سبب آمدن را می پرسند، جبرائیل(ع) خواهند گفت: برای پرسش حال امت محمد(ص) آمده ام ـنها درچه حالی هستند؟ جواب می دهد که حالشان بسیار بد است، درجای تنگی قرار دارند آتش جسم آنها را سوزانده گوشت آنها خورده شده است فقط چهره و دل باقی است که ازآنها ایمان می درخشد. جبرائیل می فرمایند: کمی نیز به من نشان دهید. آن مردم با دیدن جبرائیل(ع) خواهند فهمید که این فرشته عذاب نیست زیرا که از چهره حسین او رحمت جلوه افروز است. خواهند پرسید این کیست که تا امروز اینچنین چهره ی زیبا و خوبرویی را ندیده ایم؟ به آنها گفته می شود این جبرائیل(ع) است که برای حضرت محمد(ص) وحی می برد. آنها با شنیدن اسم گرامی رسول جلیل القدر(ص) فریاد و ناله سر می دهند و به جبرائیل(ع) می گویند که به محضر آقا و رسول گرامی ما(ص) سلام عرض کنید و این را نیز بگویید که گناهان ما، ما را از شما جدا و هلاک کرد. جبرائیل(ع) ضمن برگشت تمام ماجرا را برای الله ربّ کریم تعریف و بازگو می کنند الله تعالی می فرمایند: آنها به تو چیزی گفتند؟ عرض می کند: بله سلام خود را محضر حضرت رسول(ص) عرض کرده و بیان حال تباه خود را برای ایشان پیغام دادند. حکم می شود برو و پیغام را برسان.
جبرائیل(ع) این را شنیده فورا به خدمت  رسول اقدس(ص) می رسند. درآن موقع ایشان دریک چنان محل سفیدی استراحت می فرمایند که چهارهزار دروازه خواهد داشت( که هر دو لنگه دروازه از طلا خواهد بود) بعد از سلام عرض خواهد کرد: از نزد امت گناهکار شما می آیم آنها ضمن عرض سلام به شما، تقاضای بیا تباهی و بربادی و هلاکت حال خویش را به محضر شما اعلام داشتند ( آنها پریشانی و مصیبت های زیادی مبتلا هستند) آنحضرت(ص) این را شنیده و زیر عرش می روند و چنان تعریف الله می کنند که قبل از ایشان هیچکس با این الفاظ حمد و ثنا و تعریف الله را نکرده باشد. حکم می شود: سرخود را بلند کن! بخواه آنچه را که می خواهی ، حتما برآورده می شود. اگر شفاعت کسی را می خواهی بخواه که حتما قبول می شود. رسول اکرم(ص) عرض خواهند کرد: ای پروردگار! حکم شما برگناهکارهای امت من اجرا شده است و آنها سزای گناه خود را دیده اند حال برای آنه شفاعت مرا قبول بفرمایید. حکم می شود ما شفاعت شما را قبول کردیم شما خود تشریف برده و هر شخص که لااله الاالله را خوانده باشد او را از جهنم خارج کنید. چنانچه بدانجا رفته و داروغه جهنم با دیدن ایشان جهت تعظیم بلند می شوند. رسول الله(ص) به او می فرمایند: مالک! امت گناهکار من در چه حالی به سر می برند؟ او عرض خواهد کرد: حالشان بسیاربد است. ایشان(ص) حکم باز کردن دروازه های جهنم را می دهند. جهنمی ها با دیدن رسول الله(ص) فریاد سر می زنند که یا رسول الله(ص) آتش پوست و جگرهای ما را سوزانده است. آنحضرت(ص) همه را ازآنجا بیرون خواهند آورد. همگی مانند زغال سیاه خواهند بود. آنحضرت(ص) آنها را در نهر رضوان که در کنار دروازه جنت می باشد غسل خواهند داد آنها را در آن نهر قرار می دهند بی نهایت جوان و خوبصورت شده بیرون خواهند آمد چهره هایشان مانند ماه خواهد درخشید بر پیشانیهایشان نوشته خواهد شد:
(الجهنّمیّون عتقاء الرّحمن)
« آن جهنمی هایی که الله رحمن آنها را آزاد فرموده»
بع آنه را داخل جنت میکنند. در این وقت بقیه جهنمی ها خواهند گفت: کاش ما هم مسلمان می شدیم تا امروز مانند آنها از دوزخ خارج می شدیم.
( رُبّما یودالّذین کفروا لو کانوا مسلمین) (سوره حجر)
« (درآخرت) اکثر کافرها تمنا خواهند کرد که کاش او نیز(دراین جهان) مسلمان می شد.»
بعد از آن موت را به شکل گوسفندی درآورده و جلوی نظرهمگی درمیان جنت و دوزخ ذبح می کنند و به هر دو دسته جهنمی ها و جنتی ها گفته می شود دیگر کسی نمی میرد هرکس هرکجا باشد برای همیشه درآنجا می ماند. ادامه مطلب   احوال جهنمیان

چنان روزسختی خواهد بود که فرشته های مقرّب، انبیاء(ع) و شهداء برای نجات خود نگران می شوند. درباره چگونگی استعمال عمر، جوانی، کسب و خرج مال و عمل به علم ازهمگی سوال می شود. انسان درتلاش یک نیکی نزد پدر، بچه ها، مادر، زن و ... می رود لیکن ناکام و مأیوس برمی گردد.
ازحضرت انس(رض) روایت شده است که یکبارجبرائیل(ع) درحالی درخدمت حضرت رسول اقدس(ص) حاضرشد که ازخوف رنگ چهره اش متغیرشده بود. قبل ازآن هرگزبااین حالت نیامده بود. حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: جبرائیل امروزچه شده است؟ چرا رنگ چهره شما تغییریافته؟ عرض کرد: امروزچنان حالاتی ازجهنم دیده ام و آمده ام که اگرهرکس برآن یقین کند او آرامش و سکون حاصل نمی کند تا آنگاه که ازمبتلا شدن به آن خود را محفوظ نکند.
پیامبرگرامی(ص) فرمودند: جبرائیل(ع) کم و بیش برای ما نیزبیان کنید. عرض کرد پس بشنوید:
الله جهنم را پیدا کرد و تا هزارسال برآن آتش برافروختند تا جایی که سرخ شد آنگاه تا هزارسال دیگرآتش را شعله ورساختند تا آنجائیکه سفید گردید. پس ازآن تا هزارسال دیگرآتش را ملتهب ساختند تا جایی که آتش آن سیاه شد. رنگ فعلی شعله های دوزخ سیاه می باشد. قسم به الله اگربه اندازه سوراخ سوزن جهنم را بازکنند تمام عالم آتش می گیرد و خاک می شود. اگرلباسی ازلباس دوزخیها را بین زمین و آسمان آویزان کنند ازبدبویی و سوزش آن موت تمام عالم فراهم می شود. درقرآن تذکره سلاسل آمده است اگریکی اززنجیرهای آن برکوهی گذاسته شود آن کوه ذوب شده و زنجیرتا تحت الثری خواهد رفت. اگرکسی درمشرق جهنم عذاب داده شود ازسوزش و آزاروی لرزه براندام کسانی خواهد افتاد که درمغرب سکونت دارند. عذاب جهنم بسیاردردناک و گودی آن بی انتها، زیورآن ازآهن و آبش چرک جوشیده شده می باشد و لباس اهل جهنم ازآتش است. جهنم هفت دروازه دارد. ازهردروازه عبور زن و مرد معلوم است. رسول الله(ص) سؤال فرمودند: دروازه های آن مانند دروازه ها و مکانهای این دنیا هستند؟ عرض کرد: نخیربلکه پایین و بالای آن نیزبازاست مسافت میان دو دروازه هفتاد سال است هردروازه از دروازه دیگر هفتاد برابر گرمتراست. دشمنان الله را دستگیرکرده به طرف دروازه ها می برند هنگامیکه به دروازه ها خواهند رسید استقبال آنها را با طوق و زنجیرمی کنند. زنجیر را از دهان داخل کرده و از مقعد بیرون آورده می شود و همچنین پاهایشان را نیز می بندند.
همراه هریک شیطان او نیزخواهد بود در عین حالی که روی و پیشانی آنها را بر زمین می کشند فرشته ها آنها را با چکش های آهنی می زنند و آنها را به جهنم پرت می کنند و هرگاه از ترس عذاب اراده خروج ازجهنم را بکنند باز بدانجا انداخته می شوند.   مخلص کیست ؟ چه کسی مخلص است ؟ کسی از بزرگی پرسید که مخلص کیست؟ فرمود : «مخلص آن شخصی است که نیکیهای خود را آنگونه بپوشاند همانطوری که بدیهای خود را می پوشاند» عرض کرد : غایت و انتهای اخلاص چیست ؟ فرمود: «اینکه تعریف کردن از جانب مردم را پسند نکند »   ریاکاری ریاکاری شرک اصغر است : رسول الله (ص) فرمودند : مردم بزرگترین خوف من برای شما درباره شرک اصغر است . صحابه (رض) عرض کردند: شرک اصغر چیست ؟ فرمودند : ریاکاری روز قیامت به ریاکارها گفته خواهد شد بروید نزد کسانی که در دنیا برای آنها اعمال انجام داده  بودید اگر آنها چیزی برای دادن داشته باشند ثمره اعمال خود را از آنها بگیرید .
مثال ریاکار : مقوله حکیمی است ، ریاکار مانند آن شخصی است که کیسه خود را بجای پول ، از سنگریزه ها پر کرده باشد برای او هیچ فایده ای ندارد سوای اینکه مردم کیسه پر شده او را ببینند و فکر کنند که او پولدار است لیکن آنچه در کیسه است هرگز حاجت آن شخص را برآورده نمی سازد بدین صورت کسانی که ریاکار را ببینند او را نیکوکار و با تقوا خواهند دانست لیکن نزد الله به اعمال شخص ریاکار پاداشی نمی رسد .   راه بهشت :
توصيف بهشت در قرآندر قرآ ن آمده است كه : هركس كار خطاي  بكند به خاطر آن كارش مجازات خواهد شد و او كسديگري را غير از خدا، به عنوان حامي و ياور نخواهد داشت.هدف نهايي هر مسلماني رسيدن به بهشت است . با توجه به تمام جوانب غير مشهود، بهشت ، فقط از طريقشبيه سازي ذهني امكان تصورش وجود دارد. اما بايد توجه داشت كه حقيقت بهشت ، در فراسوي توصيفزبان و انديشه هر انساني است و خداوند سبحان الله و تعالي ، آ ن را برا ي بندگانش فراهم آورده است ( آنچهكه ، هيچ چشمي نمي تواند نمي بيند و هيچ گوشي نمي تواند بشنود و هرگز در قلب انسان به وقوع نپيوستهالبخاري در كتابش مي گويد اين سر منزل ابدي ، به آنچه در « كتاب البخاري ، مسلمان و ديگران » .( استلذت هاي مادي و معنوي كه توصيف شده ، محدود نيست ، زيرا بهشت شامل تمام ارواح انساني در طول زمانمي شود و سرانجا م بزرگترين و كامل ترين لذت هاي فوق تصور است يعني درك حضور و قرب انسان بهخالق .حال سؤال اين است كه چه كساني وارث يك چنين خير و بركتي هستند؟ و ارواحي كه ارزش چنينپاداشي را دارند كدامند؟ يك باور عمومي در بين مسلمانان وجود دارد مبني بر اينكه: هر كسي اقرار كند يابه زبان بياورد وارد بهشت مي شود. اما اين شهادتين چيزي بيشتر از يك بيان « لا اله الا الله محمد رسو ل الله »لفظي است ، اين يك عهد است ، عهدي كه بايد تكميل شود، اين عهد داراي شرايط و لوازمي است كه برتمامي جنبه هاي زندگي تأثير مي گذارد، اين عهد متمركز بر اقتدار فرد است يعني آن چيزي كه حقيقتاًرفتار و كردار ما را در اختيار خودش مي گيرد.اعراب قريش كه از اداي اين كلمه امتناع مي كردند به اين دليل بود كه كاملاً التزامش را دركمي كردند. اما امروزه ، مسلمانان هر روز چند بار آن را تكرار مي كنند، بدون اينكه هيچ فكري در خصوص چگونگي عمل به آن داشته باشند. رفتارشان ، عملشان و شيوه زندگيشان به چيز ديگري كه كاملاً متفاو ت باعبارت شهادتين است ، شهادت مي دهد و همچنين آنها بهشت را استثناء ميكنند.در قرآن ، الله آگاه هست از آنچه كه مقابل رضاي اوست . به عنوان مثال در مذاهبي مانند يهوديت ومسيحيت پيروانش به اشتباه ادعا مي كنند خداوند آنها را بر ديگران برگزيده است و بهشت تنها متعلق بهآنهاست .در قرآ ن آمده است كه : هركس كار خطايی بكند به خاطر آن كارش مجازات خواهد شد و او كسديگري را غير از خدا، به عنوان حامي و ياور نخواهد داشت. اما، امروزه بسياري از مسلمانان خودشان را بهعنوان افراد برگزيده در نظر مي گيرند در حاليكه فرمان هاي پروردگارشان را ناديده مي گيرند و پشتمي كنند به سنت پيامبرشان ( ص ) و به يك زندگي دنيوي دور از بركات قانون الهي پافشاري مي كنند و شايدتا جايي پيش بروند كه جنبه هاي يقيني آن قانون را انكار كنند.آداب و سنن ، دنيا گرايي، نظامهاي اجتماعي ساخته دست بشر، رهبران و حتي تعهداتشان را با خداونديكتا شريك مي كنند يا به عبارتي براي خداوند شريك قائل مي شوند.پاداش بهشت ، بسيار عظيم است . خدائي كه بهاء داشته باشد، بهاي واقعي نيست ، بهاي واقعي بهشت ، بهايياست كه با فرمانبرداري از خداوند و پيامبرش ثابت مي شود. قرآن مي فرمايد : آن كساني كه آخرت رامي خواهند و در آ ن جهت تلاش مي كنند اينان معتقداني هستند كه خداوند از تلاششا ن قدرداني مي كنند .سوره 17 ، آيه 19در هر حال ، ما بايد بازگشت به قرآن داشته باشيم نه به راحتي يك روش احساسي و آكادميك ، بلكه باحس فراگيري براي فرمانبرداري و اطاعت ، بايد درك كنيم كه رضايت خداوند از ما در چيست ؟ و بعدآنگونه شويم كه مورد رضاي خداوند است و.... اين راه بهشت است .   منظرهولناک قیامت

اسرافیل(ع) صوردردهان دارد منتظراست تا هروقت حکم ازجانب الله برسد درآن بدمد. ازدمیدن اسرافیل درصورتمام عالم زیرو رو می شود درمخلوقات یک نوع بیقراری عجیب و غریبی پیدا می شود حضرت اسرافیل دوباره درآن صورخواهد دمید تمام عالم فنا می شود سوای چند فرشته هیچ مخلوقی باقی نمی ماند. الله تعالی به ملک الموت می فرماید: کدامیک ازمخلوق ها باقی است؟ او عرض خواهد کرد: جبرائیل، میکائیل، اسرافیل، حاملین عرش و من. سپس به ملک الموت حکم می شود که روح آنها را نیزقبض کن چنانچه روح همه آنها را نیزقبض می کند و بغیرازملک الموت هیچ مخلوقی باقی نمی ماند. الله تعالی به ملک الموت می فرماید: حال چه کسی باقی است؟ عرض خواهند کرد سوای شما فقط من باقی مانده ام. حکم می شود ملک الموت! سوای من همه باید فنا شوند لهذا تو نیزبمیر. چنانچه میان جنت و جهنم عزرائیل خود روح خود را نیز قبض خواهد نمود و چنان فریادی سر می دهد که اگرآن وقت مخلوقات زنده می بودند از شدت آواز و فریادش همه می مردند. آنگاه عزرائیل خواهند گفت: اگرمن می دانستم وقت موت انقدر دردناک و رنج آوراست روح مومنان را به نرمی قبض می کردم.
سوای الله ربّ العزّت کسی باقی نخواهد ماند آنگاه الله تعالی می فرماید: پادشاهان و شاهزادگان کجا هستند؟ ظالمان کجا رفته اند؟ برسراولاد آنها چه آمده، آن مردمی که به من کفرمی ورزیدند کجایند؟ ولمن الملک الیوم؟ امروزحکوت دردست کیست؟درحالی که تمام عالم نابود شده چه کسی جواب خواهد بود؟ بدین خاطرخود الله می فرمایند: ولله الواحدالقهّار؟ امروزحکومت فقط شایان و متعلق به حق تعالی است که درذات یکتا و درصفات بی همتا و صاحب قهرو غضب است. بعد ازآسمان آبی می بارد و جسم مردم مانند نباتات اززمین خارج می گردد. مجددا الله تعالی اسرافیل، جبرائیل و میکائیل را زنده می کند اسرافیل(ع) برای بارسوم درصورمی دمد که تمام مخلوقات زنده می شوند (قبل ازهمه حضرت رسول اقدس(ص) زنده خواهند شد) تمام مردم برهنه خواهند بود و دریک میدان عظیم الشأن جمع خواهند شد. الله تعالی به طورکلی بطرف مخلوقها توجه نمی فرماید و برای آنها دستوری صادرنمی فرمایند مخلوقها آنقدرگریه می کنند که اشک چشم هایشان پایان می پذیردو بجای آن خون ازچشمها سرازیرمی شود آنقدرعرق خواهند کرد که عرق بعضیها تا دهان نیزخواهد بود. درهمین دوران مردم برای سفارش شروع شدن حساب نزد انبیاء(ع) خواهند رفت. بعد از انکارانبیاء درآخرهمگی نزد حضرت رسول اکرم(ص) خواهند رفت و ایشان شفاعت خواهند نمود آنگاه حساب و کتاب شروع می شود.فرشته ها صف بندی کرده و بلند خواهند شد به انسان ها گفته خواهد شد به انسانها گفته می شود هعمال همه درصحیفه ها درج است هرکس اعمال نیک را درصحیفه خود ببیند شکر الله را ادا کند و درکارنامه هرکس اعمال بد قید شده باشد او خود را ملامت کند. علاوه از انسان ها و جنّات، ضمن وصول حقوق و بدله سایرجانداران ازیکدیگر، آنها را نابود ساخته و به فنا می سپارند. حسابرسی انسانها وجن ها شروع می شود. عوض و حق مظلوم ازظالم گرفته می شود جریمه آنها پول و ریال نیست بلکه نیکی های ظالم به مظلوم داده می شود و هنگام تمام شدن نیکیها اگرحقی برگردن ظالم باقی باشد گناهای مظلوم را برسروگردن ظالم می گذارند حتی شخصی که نیکیهای فراوانی انجام داده ولی آنجا یک نیکی نیزبرایش باقی نمی ماند ظالم را به جهنم و مظلوم را به جنت می فرستند.   عذاب قبر
قبرمومن:
هنگامی که مومن را در قبر می گذارند قبر او هفتاد گز وسیع می شود فرش مخملی پهن کرده و عطر خوشبو بر او می پاشند. قبر مومن را ایمان و قرآن روشن و نورانی می سازد و او را مانند عروس می آرایند تا آنگاه که محبوب وی او را بیدار نماید.
قبرکافر:
قبر کافر را آنقدر تنگ می کنند تا آنجا که پهلوها و ستون مهره هایش درهم فرو می رود و ماری به ضخامت گردن شتر بر او مسلط می شود که گوشت او را می خورد و فرشته های کرولال او را با چکش می زنند و صبح و شام اورا در آتش می سوزانند.
هشت چیز برای حفاظت از عذاب قبر:
فقیه ابواللیث(رح) می فرماید: برای حفاظت از عذاب قبر عمل بر چهار چیز و پرهیز از چهار چیز دیگرضروری است. آن چیزهایی که عمل برآنها ضروری است عبارتند از:
1.    پایبندی به نماز
2.    کثرت صدقه
3.    تلاوت قرآن
4.    کثرت تسبیحات
این چیزها قبر را روشن و وسیع می کنند.
آن چیزهایی که پرهیز از آنها ضرورت دارد عبارتند از:
1.    بازی و لغویات در نماز
2.    هنگام تلاوت قرآن حرفهای بیهوده زدن
3.    جماع کردن در حالت روزه
4.    خندیدن در قبرستان
یک واقعه عبرت آموز:
تعدادی مردم نزد حضرت ابن عباس(رض) آمدند و گفتند که یک همراه ما فوت کرده و ما برای دفن کردن او قبر کندیم اما در آن مارسیاهی بود. برای بار دوم و سوم قبرهای دیگری کندیم در آنها نیز همان مار موجود بود. حال ما چه کار کنیم؟ فرمودند: در یکی از آن قبرها او را دفن کنید این مار نتیجه یکی از عمل هایش می باشد اگردر تمام دنیا برای وی قبر بکنید بازدرهرقبری مارخواهد بود.
چنانچه آنها اورا دفن کرده و به منزل مرده رفته و حالات او را اززنش سوال کردند. زن مرده گفت: او تجارت غله می کرد روزانه برای خوردن ازکیسه غله بیرون می آورد و به اندازه آن سنگریزه و خش و خاشاک در آن مخلوط می کرد. (ماردرون قبرنتیجه این عمل وی بوده.)
آواز و هشدار زمین به انسان:
زمی روزانه پنج مرتبه ندا سر می دهد:
1.    ای انسان! تو برپشت من راه می روی یک روز داخل شکمم خواهی آمد.
2. ای انسان! تو بر روی پشت من چیزهای مختلفی می خوری درشکم من حشرات تئ را خواهند خورد.
3. ای انسان! تو برروی پشت من میخندی بزودی داخل شکم من گریه خواهی کرد.
4. ای انسان! تو بر روی پشت من خوشنود هستی فردا در داخل شکم من غمگین خواهی شد.
5. ای انسان! تو بر روی پشت من گناه می کنی درحالیکه بزودی درداخل شکم من سزا داده می شوی.
قصه ای عبرت آموز:
عمربن دینار(رح) می فرماید: خواهرشخصی درمدینه فوت کرد او را دفن کرده، به خانه برگشت و فهمید که کیسه پول خود را هنگام دفن خواهرش درقبرجا گذاشته است بهمراه شخصی دیگربه قبرستان رفته و قبررا کندند تا کیسه را یافتند. برادرمرده به همراه خود گفت: کمی دیگرنیزقبررا بکن تا ببینم خواهرم درچه حالتی به سرمی برد. قبررا بیشترحفرنموده، دیدند که قبرپرازشعله های آتش است زود قبررا پرکرده و چگونگی احوال و اعمال خواهرخود را ازمادرش پرسید، مادرش به او جوابی نداد لیکن بعد با اصرارپسرش گفت: خواهرشما در نمازها سستی می کرد و نمازها را در اول وقت نمی خواند و خوب وضو نمی گرفت و شب هنگامی که مردم می خوابیدند در پشت دروازه حرف های مردم را گوش می داد تا برای دیگران بیان کند. بهمین درخاطرقبرعذاب داده می شود.
داد و فریاد مرده:
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: هرمرده ای چنان فریادی سرمی دهد که اگرانسان زنده ای صدای او را بشنود بیهوش می شود و به جزانسان هرموجودی صدای او را می شنود. اگرشخص مرده نیکوکارباشد به کسانی که او را به قبرستان حمل می کنندمی گوید زود مرا بدان جا ببرید اگرشما آنجا را می دیدید حتما در بردن من بدان جا عجله می کردید. ولی اگرشخص مرده بدکارباشد خطاب به مردم می گوید مرا بدان جا نبرید اگرشما آنجا را می دیدید هرگزمرا به آنجا نمی بردید. بعد ازدفن دو فرشته سیاه رنگ با چشمان آبی خواهند آمد لیکن وقتی ازجانب سرمی خواهند او را عذاب دهند نمازآنها را بازمی دارد و می گویند ازاینجا نیایید زیرا که این شخص ازخوف این قبردرنمازمشغول می بود. ازجانب پاها اطاعت والدین مانع می شود، ازجانب راست صدقه و ازجانب سمت چپ روزه آندو فرشته را ازآزار رساندن به شخص مرده بازمی دارند.
زندگی این دنیا چند صباحی بیش نیست ودراین موقع زندگی و تندرستی باید برای قبرو حشرعملی انجام داده شود وگرنه بعد ازموت انسان درقبرقادربه انجام هیچکاری نیست. حتی اگربخواهد یک مرتبه کلمه شهادت و تسبیحی را بخواند به او اجازه داده نمی شود زندگی دنیا مانند راس المال(اصل سرمایه) است که با وجود آن انسان قادربه انجام هرکاری می باشد همانطوری که با تمام شدن اصل سرمایه تجارت دشوارمی شود.
با پایان یافتن زندگی نیزانجام دادن هرعملی غیرممکن می شود(دنیا جای اعمال است، حسابی نیست و آخرت جای حساب است اعمالی درکارنیست) امروزهنگام محنت و کسب و کاراست لیکن انسان غفلت می ورزد و فردا انسان خواهش انجام کاری می کند لیکن وقت تمام می شود.         ( فاعتبروا یا اولی الابصار)
 
 موت و شدت آن
سختی موت نوعی نصیحت و عبرت است:
حضرت حسن(رض) می فرماید:
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: سختی موت برابر سیصد ضربه شمشیر دردناک می باشد و نیز فرمودند: که سختی و شدت موت برای امّت من، نصیحت است.
پنج چیز را قبل از پنج چیز دیگر غنیمت بدانید:
از حضرت میمون بن مهران(رح) روایت شده است که حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: پنج چیز را قبل از پنج چیز دیگر غنیمت بدانید:
1.    قدر جوانی را قبل از پیری
2.    قدر تندرستی را قبل از بیماری
3.    قدر فراغت را قبل از مشغولیت
4.    قدر مالداری را قبل از محتاج شدن
5.    قدر زندگی را قبل از موت
آن عبادت و محنتی که در زمانه طلقت و جوانی امکان پذیر است در هنگام پیری تصور آن نیز مشکل است و همچنین اگر در جوانی به کسالت و معصیت عادت شود، تبدیل آن در آغاز پیری بی نهایت دشوار خواهد شد. تندرستی، بسیار با ارزش است که ارزش آن هنگام بیماری معلوم می شود بنابراین اوقات تندرستی را ضایع کردن، خسارتی جبران ناپذیر است.
شب هنگام فرصت مناسبی برای مشغول شدن در ذکر و عبادت است که اگر آن را به هدر گذرانیم در روز به خاطر مشاغل دنیا برای تجدید ایمان و اعمال کمتر فرصت یافت می شود.
فصل زمستان برای مومن غنیمت است:
((الشّتاءُ غنیمة المومن طال لیله فقامه و قصر نهاره فصامه))
« فصل زمستان برای مومن بسیار غنیمت است که شب آن دراز و طولانی است، مومن در آن عبادت می کند و روز آن کوتاه است که مومن در آن روزه بگیرد.»
(در شبهای فصل سرما عبادت کردن و در روزهای آن روزه گرفتن از فصل های دیگر آسان تر است.)
و نیز فرمودند: (الیل طویل فلا تقصره بمنامک والنهار مضیئیٌ فلا تکدره با ثامک)
« شب دراز و طولانی است آنرا با خواب خود کوتاه مکن و روز روشن است آن را با گناهان خود تاریک مکن »
الله جل سبحانه هرچه را که به تو داده بر آن قناعت کن و راضی باش و اگر قناعت و رضا حاصل شد آن را غنیمت دان و شکر الله را ادا کن، و به مالی که نزد دیگران است چشم طمع مینداز.
در زندگی انسان، قادر به انجام هر عملی است و بعد از موت انسان قادر به انجام هیچکاری نیست بنابراین زندگی را غنیمت بدان و هرچه که باید انجام بدهیم، انجام بده.
شاعر عارف چه خوب گفته:
      به کودکی بازی، به جوانی مستی 
                              به پیری سستی، خدا را که پرستی؟
قبر، یا باغچه ای از جنت یا گودالی از جهنم است:
حضرت رسول الله(ص) فرمودند: قبر(برای مومن) باغچه ای ازجنت یا(برای کافر) گودالی ازجهنم است لهذا موت را به کثرت یاد کنید که بر خواهشات نفسانی شما آب می پاشد.
مثال موت:
حضرت عمر(رض) به حضرت کعب(رض) فرمودند: کمی حالت موت را بیان کن فرمودند: موت مانند درخت خارداری است که آن را داخل شکم انسان می کنند و هریک از خارها پیوست رگ و ریشه انسان می گردد و بعد انسان نیرومندی آن را به زور بیرون کشیده و آنگاه درخت، گوشت و پوست انسان را خورده و بیرون بیاید حالت موت نیز بدین شکل می باشد.
باید سه چیز را فراموش نکنیم:
از بزرگی روایت ش

برچسب: نویسنده: هستی موسوی‌پور تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:36

صفحه بندی